لب های تو لب نیست! عذابی ست الهی
لب های تو لب نیست! عذابی ست الهی
باید که عذابی بچشم گاه به گاهی …
در لحظه دیدار تو، گفتم که بعید است
چشمان تو من را نکشاند به تباهی
لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی
این کار خدا بوده که یکباره بیفتد
در تنگ بلور شب من، مثل تو ماهی …
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !
معشوقه ی مایی چه بخواهی، چه نخواهی !
باید که عذابی بچشم گاه به گاهی …
در لحظه دیدار تو، گفتم که بعید است
چشمان تو من را نکشاند به تباهی
لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی
این کار خدا بوده که یکباره بیفتد
در تنگ بلور شب من، مثل تو ماهی …
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !
معشوقه ی مایی چه بخواهی، چه نخواهی !
- ۳.۷k
- ۰۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط