{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار اولی که دستات گره خورد دور تنم

بار اولی که دستات گره خورد دور تنم
فهمیدم عشق یعنی چی فهمیدم باشی بهترم
اولین بوسه ات برام آخرین افسانه بود
حس بودن برام کنارت تنها بهانه بود
بهت عادت کردم به حسم به تو حسادت کردم
به آرامش تو چشمای تو به دوست داشتن تو عادت کردم
عادت کردم به حسم به تو حسادت کردم
به آرامش تو چشمای تو به دوست داشتن تو عادت کردم
بهت عادت کردم…
خدا شاهده که احساس من نسبت به تو چند برابر شده
حضور تو عشق تو لحظه هام نبودت یه خیاله بیخوده
تو چشمای تو نگاه میکنم دلم آشوب به پا میکنه
خوشحالم به قلبم انگیزه دادی زندگی کنه
بهت عادت کردم به حسم به تو حسادت کردم
به آرامش تو چشمای تو به دوست داشتن تو عادت کردم
بهت عادت کردم به حسم به تو حسادت کردم
به آرامش تو چشمای تو به دوست داشتن تو عادت کردم
بهت عادت کردم…
بار اولی که دستات گره خورد دور تنم
فهمیدم عشق یعنی چی فهمیدم باشی بهترم
دیدگاه ها (۱)

مثل گندم زار رنگ موهات که افتاب رو دیده  رو سرت خورشید یه بر...

با ترس زل زده بودی همراه با چاقو آغشته به خونش قدم قدم نزدیک...

تولدت مبارک جونگکوکا تو برای من فقط یه خواننده نیستی ، تو یه...

My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۱۸ لبه ی تخت نشستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط