{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری سری بعدش چنتا بادوم شیرین م

دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری سری بعدش چنتا بادوم شیرین میخوری تا تلخیش از بین بره...
تو دیگه لذتی از بادوم های شیرین نمیبری...
فقط میخوای اون تلخی رو فراموش کنی...

وقتی هم که اون تلخی تموم شد دیگه میترسی بادوم بخوری که نکنه دوباره تلخ باشه...
عشق مثل اون بادوم تلخه...
بعدش آدمای زیادی میان تو زندگیت ولی فقط برای فراموش کردن اون...

بعدش هم دیگه میترسی عاشق شی...
در اصل آدما فقط یه بار عاشق میشن، بعدش یا هوس یا از اجبار تنهایی...!
دیدگاه ها (۱)

ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﮔﻨﺪﻡ،ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺳﯿﺐ،ﺩﺳﺘﺖ؛ﻧﺎﻥ ﺳﺮﻭﺩ،ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺩﺭ ﻭﺻ...

هربار که هوا ابری میشود، اشک من جاری میشود...هوای با تو بودن...

پی حس همون روزامپی احساس آرامشهمون حسی که این روزابه حد مرگ ...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

"حسین پناهی" حرف قشنگی زد گـــــفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ...

"حسین پناهی" حرف قشنگی زد گـــــفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ...

بنظره من رمان سونادو بهتره اونم شماره ی ۴سونیک و شدو داستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط