گاه مینویسم

گاه مینویسم!
اما پایانش نامعلوم :)\!
گه گاهی گم میشوم میان حس هایی که از قلبم بر روی قلم جاری میشود!
رهایی در آسمان نوشت
دیدگاه ها (۰)

بی اجازه بر دلم نشستیخانه ات را بنا کردی بر قلب ممنوعه منتا ...

امشب نگاه کن به اطرافتبه خوشبختی‌هایتبه کسانی که می‌دانیدوست...

‍ تو به "جان" صدایم ڪنمن به عشق،شعر می شوم بیت بیت ..می نشین...

‌یه قربون صدقه‌‌ زیبای ترکی همهست، که میگن:«سَن مَنیم بالاجا...

حسی که اسم نداشت

...شهر، نفس‌هایش را در دود و هیاهو گم کرده استاز پنجره‌ام که...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط