{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای خواهرم اومد با صدای خواهرم سریع کوک و پرن کردم سر زم

صدای خواهرم اومد با صدای خواهرم سریع کوک و پرن کردم سر زمین و خودمم الکی این ور و اونور خونه رو نگاه میکردم که خواهرم با تعجب پرسید دارید چیکار میکنید بابا کوک چرا رو زمینی
کوک: ااااا چیزی نیست فقط گرمم بود زمینم خونک بود دراز کشیدم خونکم بشه بعد منم الکی خودمو با دکوراسیون خونه مشغول نشون میدادم خواهرم: بابا کوک بیا بازی کنیم کوک: باشه باشه میام تو برو با رفتن خواهرم کوک از زمین بلند شد به هم نگاه کردم و لپ دوتامون سرخ شد و کوک سریع رفت تو اتاق خواهرم......
دیدگاه ها (۵۵)

در خواست استوری

وقتی کوک رفت دستم و گذاشتم رو لبام بعد رو قلبم که تند میزد و...

فهمیده بودم می خواد چی بگه اون لحظه نفهمیدم چی شد فقط رفتم ج...

زیر لب گفت: نمی خواستم اینجوری بفهمی اما من شنیدم دوباره دس...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگ کوکداشتم به سمت دستشویی م...

#چرا-من PART-1(ویو آت)صبح ساعت ۷بیدار شدم دست و صورتم رو شست...

جادویی عشق part 14خودشه. اشک تو چشمام جمع شد و لبخند زدم باب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط