{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی میگذردتوچه با ما باشی

زندگی میگذردتوچه با ما باشی
یا که تنها باشی
یا برای دل مجنونم تو لیلا باشی
یا که تاریک ترین نور ثریا باشی
باز هم می گذرد
باز هم این تپش ثانیه ها می گذرد...
شعر من از قفس قافیه ها می گذرد
و تو هم دیدی ، حتی غزلم
از همه قافیه ها بیزار است
زندگی هم شعری قافیه دار است که گر
همچو تسبیح پدر
که خوردبرتن او زخم زانگشتر زر
وشود عاشق تر
عاشق برق دروغین همین انگشتر
بند از بند خودش می گسلد....
من نمی گویم بی عشق بمان
من نمی گویم با درد بمیر
من فقط می گویم
زندگی میگذرد
اگر از تیره ترین پنجره ها
یا که آیینه ترین پنجره ها
به تماشای جهان بنشینی
باز هم میگذرد
همچو رودی که اگر سنگ زنی بر دل او
یا که آهنگ نوازی و برقصد تن او
باز هم راه خودش می رود و تنها تو
به گذر کردن او می نگری
یادت باشد پس...
زندگی رهگذر است....

شعرازحمیدرضا مرتضوی
دیدگاه ها (۳)

سلام... خدا خوبــی؟ کجایـــــی نیستت انگارسراغ از ما نمی گیر...

......فقط یک روز بی ضرر باش و برای همگان مفیدنیت کلام و کردا...

دخترم امروز برای تو مینویسم ...سالها بعد اگر به دنیا اومدی و...

هنوز میپرستمت، هنوز ماه من توییبه من نگاه کن ببینتنها گناه م...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

اواز من در دریاست دریا اغاز دنیاست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط