ویو آت

ویو آت
رفتم سمت بادیگارد و باهاش رفتم بیرون
ات می‌خوام برم بیمارستان
بادیگارد چشم ولی برای چی
الان چی بگم
ات به تو چه
بادیگارد خانم ما وظیفه داریم بدونیم برده ارباب کجا می‌ره
ات هوی من دختر عموشم
بادیگارد ولی الان بردشونین
ات باشه بس کن میرم ملاقات یکی از دوستام
بادیگارد چشم
رفتیم و بادیگارد بیرون منتظر بودم رفتم پیش دکتر
ات سلام ببخشید من علائم بارداری دارم
دکتر سلام اکی الان تست میگیرم
رفتم تو اتاق و تست و گرفت
دکتر خ..خانم شما دو قلو حامله این
ات ی...یعنی چی
دکتر درسته دوقلو
ات ب..باشه ممنون
رفتم بیرون نمی‌دونم چیکار کنم رفتم و سوار ماشین شدم و بادیگارد منو برد عمارت
ات ارباب اومدم
کوک باشه یه خبر بد
ات چیشدع نگران
کوک توله امشب نمیتونی زی..رم باشی ناراحت
ات واقعا ذوق
کوک چی
ات عه یعنی حیف شد ولی چرا
کوک خانواده هامون قرارع بیان عمارت
ات چرا
کوک توله نمی‌دونی مگه با اون پولی که عوض تو به بابات دادم شده یکی از سهام دارا
ات آهان ،ارباب
کوک بنال
دیدگاه ها (۱۹)

ات ه..هیچی کوک امشب از اتاقت در نمیای بیرون فهمیدی؟ (جدی)ات ...

ویو آتبی رحم من اصلا نمی‌دونم اون دستگاه چیه ولی خب ج.ه هارو...

ویو آتاگه حامله باشم چی؟اون موقع نمیتونم س..ک..س کنم.... یعن...

ویو کوکواقعا خیلی تنگ بود و دردم گرفت بغلش کردم و بردمش حموم...

پارت ۱

پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط