{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Theft on the Wedding Contract Night

Theft on the Wedding Contract Night
PART:TWO

لیان دستم را گرفت و با لبخندی چندش آور نگاهم کرد، عاقد شروع به خواندن خطبه کرد؛ می‌دانستم که بعداز این ازدواج روز خوشی نخواهم داشت چون لیان دوبار ازدواج کرده بود هر دوبار زنهایش رو کتک زده بود لرزش دستانم را حس کردم دلم ارام و قرار داشت، اشک می‌ریختم اشکی که از ناراحتی بود نه از سر خوشحالی عاقد خطبه خواندن را تمام کرد و گفت:« خانم اریانا ایا اجازه می‌دهید شما را به عقد دائم اقای هوانگ لیان دربیاورم؟»

نمی‌دانستم چه کاری باید انجام دهم اطراف را نگاه کردم که بلکه نشانی از آن بیینم ولی ندیدم؛ راهی جز تسلیم شدن نداشتم و باید بله را می‌گفتم ، همینکه میخواستم بله را بگویم صدای شلیک امد و همه چراغ را خاموش شد همه مهمان ها ترسیده بودند و گریه میکردند.
در شک بودم که یکدفعه یک نفر دستش را روی دهانم گذاشت و چشمانم بسته شد.
دیدگاه ها (۶)

ناشناسمون رو کویر نکنیداا🥹✨بیاید یکم حرف بزنیم https://harfe...

Theft on the Wedding Contract NightPART:THreeیونگی بالای سرِ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط