{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوا

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!
دیدگاه ها (۱۸)

Don’t go for looks , they can deceive you …Don’t go for weal...

خارجيا  ” پزشك خانوادگي؛ مكانيك خانوادگي؛ تعمير كار خانوادگي...

لطفا مترسک باشید...!!یک روز گشاد مثل دامن شلواری... و یک روز...

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﻮﺏ ﻭﻧﺠﯿﺐ ﻭﭼﺸﻢ ﭘﺎﮎ ﻭﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩﺩﺍﺭﻭ ﺍﻫﻞ ﻭﺻﺎﻟﺢ ﻣﯿﮕ...

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و ...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت38 قمار یا زندگی

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

Part 14کوک:اگه... اگه با یه نفر دیگه باشه اول پسره رو میکشم ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

یبار بهت میگم این رفتارت اذیتم می‌کنه، دوبار بهت می‌گم این ر...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط