{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول
از زبان شیوا
امروز اولین روز زندگیم تو این کشوره از یه طرف خوشحالم هم ناراحت خوشحالم چون قراره اتفاقات جدیدی تجربه کنم ولی از این که از خانوادم دورم ناراحتم به هر حال الان اینجام باید به آینده تمرکز کنم فردا اولین روز دانشگاه نمی‌دونم چی در انتظارم هستش اما هر چی هم باشه مطمئنم از پسش بر میام
پرش زمانی به فردا صبح
از زبان شیوا
صبح زود از خواب پاشدم رفتم یه دوش ۳۰مینی گرفتم موهامو خشک کردم و آماده شدم چون هنوز به محیط اینجا عادت نکرده بودم مثل ایران لباس پوشیدم ( اسلاید دوم لباس شیوا)آماده شدم و به سمت دانشگاه راه افتادم.وقتی وارد دانشگاه شدم همه یجوری داشتن بهم نگاه میکردن من میدونستم چرا اینجوری بهم نگاه میکنن چون تا حالا با این استایل کسی رو ندیده بودن منم اصلا بهشون محل ندادم و مستقیم رفتم به دفتر مدیر بعد از مدتی ‌همراه با استاد از دفتر ‌اومدیم بیرون و به سمت کلاس رفتیم وقتی وارد کلاس شدم ...

پایان پارت اول
امیدوارم از پارت اول خوشتون اومده باشه
لایک و کامنت یادتون نره
دوستون دارم ♥️♥️
دیدگاه ها (۳)

دیدم همه انجام میدن منم دادم

اسلاید اول شیوا اسلاید دوم میسواسلاید سوم لیا

شخصیت های اصلی:شیوا باقری.کیم تهیونگجیمین.جونگ‌کوک.جین‌.میسو...

بچه ها این لباس از. ت بود برای جشن پیروزی شون و من اینو نزاش...

به نام خدا پارت ۳ اولین دیدار از زبان تارا صبح بیدار شدم صور...

[برادر ناتنی]Part-۱۲بعد تموم کردن غذا تشکر کردم و بلند شدم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط