{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنم نه وطنم درد می کند در ازدحام ترکش هایی که زخم می شوند

تنم نه وطنم درد می کند در ازدحام ترکش هایی که زخم می شوند بر روی بخیه های خونین وطن . در روایت زیستن در قبرستان آرزوهاباید بگویم مخروبه‌ای شده و خون های مردمانش همگی در شیشه رو به خشکی می رود لاله ها هم دیگر در توابع مرگ من و تو ما و آرزوهایمان نمی رویند .
تنم هم درد دارد و با سکوت می نویسم سکوت ولی واژه ها بوی درد می دهند، دردها فریاد می‌زنند ؛ فریاد هایی که توان شنیده شدن ندارند اما سبب زخم هایی عمیق می شوند در حنجره ی مهر سکوت خورده . در اینجا فریادهارا می شود دید سکوت هارا می شود خواند و غم چشم هارا می‌شود شنید . ولی دست ها همگی با طناب سیاه تر از رنگ سیاهی که سیاه تر از آن رنگی نیست بسته شده اند و گلو ها تا خرتناق پر است از بغض های یغور و تیره.دراین میان که امید ها ایستاده مرده اند می خواهم سبز باشم و سبز بمانم ولی سیاهی چیره شده بر دنیای رنگارنگ واهی.
در آخر چگونه می شود وطن غرق در خون را ساخت زخم به زخم؟

محی



واقعا انقدر ناراحتم ازین وضعیت که هیچی خوشحالم نمی کنه .
دیدگاه ها (۱۵)

یادمون نمی ره که کیا چیا یادمون دادن و یادمون می مونه چیا یا...

ابری به احتمال بارش اشکای وامونده ‌. تنی با هزار تا زخم و در...

جدیدنا بعد از شنیدن یسری حرفا و تحمل یسری دردا دیگه نمی تونم...

آنگاه که از دنیا بروم چکاوک های سرخ دیار غربت در توابع برکه ...

Does it hurt؟p³🍷فلش بک"_"و با یک صدای دپ و بم مردانه که با ی...

خب خب بریم سراغ پارت دو 😊 میخواستم قبل از شروع به چیزی بهتون...

پارت چهاردهم-آتاناسیا د آلفیادو-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط