{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهسته زمان رفته و برگشت ندارد

اهسته زمان رفته و برگشت ندارد
خوب و بدمان رفته و برگشت ندارد

عمری که فقط با غم دنیا سپری شد
چون آب روان رفته و برگشت ندارد

دیگر به سر آمد همه ایام جوانی
سیمای جوان رفته و برگشت ندارد

شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که
این رفته و آن رفته و برگشت ندارد

بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها
شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد

گویی غم هجران عزیزان شده عادت
انگار که جان رفته و برگشت ندارد
دیدگاه ها (۱)

دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخکه لحظه لحظه به من می دهد ...

از سکوتم مینویسم تا بدانی خسته ام...بی هوایت کنج پستو های غم...

وقتی پرنده‌ای زنده است،مورچه را می‌خورد.وقتی می‌میرد مورچه٬ا...

نازنین با نام تو دل عشق بازی می کند دل به نامت میشود گر سر ف...

💠فرصت های بی برگشت 🔘امام حسین (علیه السلام) فرمودند:🔰«یَا اب...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

رمان بیدل و دلبر به قلم نویسنده نازنین کاوسی مقدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط