{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق دارک من پارت 5

فیک عشق دارک من پارت 5
* صبح از خواب پاشدم با صورت کیوت کوک بیدار شدم یکم ککه نگاش کردم رفتم کارهای لازم و کردم بعد روتین پوستم و انجام دادم دیدم ساعت 11 هست رفتم کوکی و نودل و دوکبوکی رو آماده کردم رفتم کوک و بیدار کنیم که ناهار بخوریم چون ساعت شده بود12ظهر
*کوک بیدارش. و لنگ ظهر ناهار آماده کردم
$ات فقط 5 دقیقه ی دیگه
*پس که پانمیشه نه
$نه😁
*اوکی. رفتم ی پارچ آب سرد آوردم. و ریختم روسرش
$تو خواب نازنینم بودم که ی شوک بهم وارد شد ات ی پارچ آب سرد رییخ رو صورتم
$پدسگگگگگگگگ واستاااااا بینممم تووو رووو صورتتتت منن آبببب یخخخخخ میرزییییی
*ووقتی آب رو صورت کوک ریختم مثل جن زده ها از خواب پاشد خیلییی خنده دار شده بود😂😂
*بعد به طرفم دوید خاسته من رو بگیره جاخالی دادم با موخ رفتت تو دیوار
$پدسگگگگگگگگ برامننن جاخالیییی میدی (هردو در حال دویدن هستن که دارن باهم حرف میزنن)
*آره 🤣🤣(ات در حال پاره شدن از خنده😑)
$اگه دستم بهت نرسه
خلاصه این دوتا آنقدر دویدن که دیگه نفسم براشون نمونده بود از اون جایی که آدمین گشادی دارین حوصلم نکشید بنویسم ببخخشید😁
دیدگاه ها (۰)

🤯🤯

اینم ویژگی های من

اینام لباس ات موقع تولدش بود

بچه ها این لباس ات تو پاساژ بود

part41 عشق پنهان《ویو ات》با صدای جونگ کوک بیدار شدم جونگ کوک:...

part 11عشق پنهان《ویو جونگ کوک》چراااا سیلی نزدم بهش چرا نبردم...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط