{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

celebrity

پارت۲
اشک از صورتم می‌ریخت باد سرد به صورت میخورد با سرعت از سالن بیرون دویدم در خیابان های تاریک سئول که با چراغ های کنار خیابان و چراغ های مغازه ها روشن شده بود میدویدم تا از سالن دور بشم به طرز عجیبی خلوت بود. صدای پایی پشت سرم شنیدم

تهیونگ:تو کی هستی؟
ناگهان برگشتم و به چشم های او نگاه کردم

تهیونگ: حالت خوبه؟ چیزی شده؟

مینجی: نه فقط سرمی خوردم


سریع دوباره دویدم به سمت خونه رسیدم خونه همون لحظه روی تختم پریدم و با همون لباس خوابیدم صبح که از خواب بیدار شدم صورتم رو شستم تو آینه به صورت پف نگاه کردم و بعدش به والپیپر گوشیم که تنها عکس خانوادگی من بود اروم گفتم: جیمینی تو کی هستی؟
دیدگاه ها (۰)

my dark princess

وقتتون رو نمگیرم یه کلمه میگم میرم برای گذاشتن رمان باید تعد...

همینطوری الکی😐 حوصلم سر رفته یه چیزی گذاشتم

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو لوناوقتی اون حرفو زد یجوری شدم...

پارت ۱۴از مغازه که بیرون اومدیم، دو تا کیسه‌ی پارچه دستم بود...

P5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط