{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سقای_آب_و_ادب

#سقای_آب_و_ادب
#قسمت_دوم


🌑 وقتی که من این رؤیا را برای مادرم می گفتم، پدر در آستانه خیمه ایستاده بود و ما او را نمی دیدیم. مادرم موهای مرا شانه می کرد و در اندیشه بود که چه می تواند باشد، تعبیر این رؤیای شیرین.

🌒 بر دلش گذشت و گفت: تو با برترین خلق عالم امکان بعد از رسول الله ازدواج می کنی و حاصلش چهار پسر خواهد بود. اولی همچو ماه و سه دیگر چون ستاره.

🌓 و نمی دانم که مادر، خود چقدر یقین داشت به این تعبیر.

🌔 پدر گفت: حرف هایتان را شنیدم. رؤیای تو صادق است دخترم! و شاهدش اکنون در خیمه ی من نشسته است.



🌑 سه روز بود که عقیل، برادر علی بن ابیطالب مهمان پدر بود و ما که رسم نداریم تا سه روز از مهمان بپرسیم که به چه منظور آمده است، پدر هیچ سؤالی از او نکرده بود.

🌒 روز اول پیش پایش شتری قربانی کرده بود و این سه روز را به پذیرایی و اختلاط و گشت و گذار گذرانده بود. و امروز عقیل به حرف آمده بود و مأموریتش را از جانب علی برای خواستگاری از من مطرح کرده بود.

🌓 پدر پاسخ داده بود: اصل این پیشنهاد و خواستگاری اسباب شرف و افتخار ماست. اما من و همسرم باید تأمل کنیم که آیا دخترمان شایستگی ورود به خانه وحی و همسری امیر مؤمنان را دارد یا ندارد؟

🌔 پدر به مادر گفت: تو چه می گویی؟



🌑 مادر گفت: ما همه ی تلاشمان را برای تربیت این دختر کرده ایم. بیش از این که کاری نمی توانستیم بکنیم. وقتی امیر مؤمنان او را طلب کرده، حتما از لیاقت او خبر داشته. علم و آگاهی علی به باطن امور بیش از ظاهر آن است.

🌒 و من اشک شوقم را با سر آستینم برچیدم که پدر و مادر، میزان اشتیاق مرا در نیابند و چه عبث!

🌓 مادر گفت: تو، من و ما حق داریم که از شوق گریه کنیم. این وصلت اگر محقق شود اشک شوق بر دیده ی قبیله می نشاند.

🌔 پدر به خیمه خود برگشته و در پاسخ عقیل که پرسیده بود چه خبر، گفته بود: خبر خیر، ما راضی هستیم که دخترمان خادمه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب بشود.

#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
دیدگاه ها (۱)

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم🌑 عقیل گفته بود: خادمه نه، همسر. دختر...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم🌑 اولینش آیه ی ۱۹ سوره آل عمران بود: ...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم🌱 سی سال پیش بود یا بیست و نه سال؟ من...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم🌑 پس برای تو، این آب نیست، توش و توان...

چقدر پاشیده از هم پیکرت خوش قدُ بالا بلند شو تا مادرت نبینه ...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 42ویوی ا. تبرای چند ثانیه حتی ...

مهم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط