{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل سرودم و گفتی که شاعران آری!

غزل سرودم و گفتی که شاعران آری!
بگو بگو تو به من هرچه در دلت داری

بخاطر تو به سیـگار لب زدم گفتی
بدم می آید از این شاعران سیگاری

چه صادقانه برایت غزل سرودم و تو
چه بی‌ملاحظه گفتی: چقدر بیکاری!

ولی دوباره برایت غزل سرودم من
ولی دوباره بر آن وزن های تکراری

مفاعلن... فعلاتن ...مفاعلن ... گریه
مفاعلن... فعلاتن... مفاعلن... زاری

#حسین_زحمتکش
دیدگاه ها (۱۴)

یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفسبانگی بر آورم ز دل خسته یک ن...

هر "پرهیزکاری" گذشته ای دارد... و هر "گناه کاری" آینده ای......

"می‌خواهمت" سرود، بتِ بذله‌گوی منروی لبش شکفت گل آرزوی منخند...

از درخت نیمه‌جان افتاد سیبی بر زمینمن به چشمم دیدم آن‌جا سیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط