{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"می‌خواهمت" سرود، بتِ بذله‌گوی من

"می‌خواهمت" سرود، بتِ بذله‌گوی من
روی لبش شکفت گل آرزوی من
خندید آسمان و فروریخت آفتاب
در دیده‌ی امیدم باران روشنی
جوشید اشک شادی ازین پرتو افکنی
بخشید تازگی به گل گلشن شباب
"می‌خواهمت" شنفتم و پنداشتم که اوست ...

می‌خواهمت بگو و دگرباره‌ام بسوز!
در شعله فریب دم دلنشین خویش
تا نو کنم امید شکیب آفرین خویش

آری تو هم بگو که درین حسرتم هنوز
پایان این فسانه ناگفته تو را
نیرنگ این شکوفه نشکفته تو را
می دانم و هنوز ز افسون آرزو
در دامن سراب فریبننده امید
در جست و جوی مستی این جام ناپدید
می خواهم از تو بشنوم ای دلربا
بگو ...

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۸)

"می‌خواهمت" بگو و دگرباره ام بسوز!در شعله‌ی فریب دمِ دلنشین ...

#شعر_معاصر 🍃ای عشق، همه بهانه از توستمن خامشم، این ترانه از ...

اي هويزه عزيز ! شهر خاطرات منآمدم ز راه دور لحظه اي بگو سخنا...

بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیمبه‌ پای سرو آزادی سر و د...

اگر به چشم من آیی، سپیده خواهد شدسحربه یمن تو،ای نور!دیده خو...

هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا...

هان ای شب شوم وحشت انگیزتا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ...

هان ای شب شوم وحشت انگیزتا چند زنی به جانم آتش ؟یا چشم مرا ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط