{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌به خنجر گر برآرند دیدگانم

‌‌به خنجر گر برآرند دیدگانم
در آتش گر بسوزند استخوانم

اگر بر ناخنانم نی بکوبند
نگیرم دل ز یار مهربانم.
دیدگاه ها (۳)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه امنه درد ساکن می شود نه ر...

رخساره نشان دادی بی دین و دلم کردیبگشای خم گیسو بی طاقت و تا...

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیستدر بزم طرب بی‌تو می و جامم ن...

🍒🌱ای‌رفته ز دل، راست‌بگو! بهرِ چه امشببا خاطره‌ها آمده‌ای با...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط