پ۵ف۵ _بار اولی ک دیدمت توی هتل شیراز اومدم از خواب بیدارت
پ۵ف۵ _بار اولی ک دیدمت توی هتل شیراز اومدم از خواب بیدارتون کردم همونجا چشم ب چشمای قشنگت افتاد دلم لرزید ب خودم گفتم چته دست و پا چلفتی دختر ندیده بدبخت حالا فک نکن عاشق شدی میپره بعدش ک با میلاد رفتیم شیرینی بگیریم میلاد گفت دختر خوبی هستیو مهربون کلی ازت تعریف کرد دلم میخواست درمورد تو حرف بزنه همه اش هر دفعه سر تمرین و بازی ها حالتو میپرسیدم میلاد شک کرده بود مجبور شدم دروغ بگم بپیچونمش تا اینکه روز عروسی مهرداد شد و تو رو توی اون لباس و آرایش دیدم چقد نجیب چقد قشنگ هم دلم لرزید هم دست و پاهام نمیتونستم چشم ازت بردار مخصوصا وقتی با آقای... حرف زدی حسادت کردم گل خواستگاری مهرداد رو ک میخریدم ب خودم گفتم ینی میشه گل خواستگاری خودمم بگیرم
- ۱۹.۰k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط