پ۴ ف۵ برگشتم و عرض ادب کردم توی حیاط حرم صندلی عروس داما
پ۴ ف۵ برگشتم و عرض ادب کردم توی حیاط حرم صندلی عروس داماد گذاشته بودن و رفتم نشستم همه خوشحال بودن و از من و رضا عکس میگرفتن بعد چند دقیقه رضا اومد کنارم نشست _خانومم خسته شدی +ن _هر وقت گفتی بریم برمیگردیم آخرای شب بود دعاهامو کردم و عرض ادب کردیم و خداحافظی کردیم از آقا و برگشیتم خونه ایی ک اجاره کرده بودیم برای خودم و رضا آب پرتغال گرفتم صداش زدم +عزیزم رضا آقای علیاری لطف کنید بیاید _الان میام لباسمو در بیارم +ن عوضشون نکن بیا _چشم اومد +چقد بهت میاد عزیزم بیا برات آب پرتغال گرفتم _دست خانومم دردنکنه باهم خوردیم و کنار هم عرق صحبت شدیم و عرق نگاهم +رضا _جانم + چجوری عاشقم شدی _بزا برات تعریف کنم لیوانو گذاشت روی میز
- ۵.۰k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط