#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۱

با عجله از پله های دانشگاه بالا میرفتم
اولین روز دانگشام بود و و من همینجوریشم ۱۵ دقیقه دیر کرده بودم
گندش بزنن ترافیک خیلی بدی بود

وقتی به در کلاس رسیدم نفس نفس میزدم و یکم ایستادم و استراحت کردم و خواستم در بزنم که یهو در باز شد

یه پسر
اوهاااا وایستا ببینم چشمام درست میبینن؟
این کیه که انقدر جذابه
فکم افتاد داداش

پسره همینجوری نگام میکرد و علنا بهم زل زده بود
لعنتی یکم دیگه اینجوری نگام میکرو رسما عاشقش میشدم

اب گلومو قورت دادم و تا خواستم دهن باز کنم گفت:

_اگه زل زدنت به من تموم شد میشه بری کنار میخوام رد بشم وقتمو گرفتی

بعد از کنارم رد شد

پسره عوضی چه خری بود ادم حسابشو کردم چه اخلاق بدی داره فقط قیافه داره اخلاق اصلا نداره

وارد کلاس شدم که خداروشکر هنوز استاد نیامده بود

چشم چشم کردم که دوستم سمیرا را رو پیدا کنم
دوستی که الان تقریبا ۱۰ سالی میشه که باهمیم و هردومون هم یک رشته رو انتخاب کردیم و قصد داریم هردومون روانشناس های موفقی بشیم

دیدم یکی داره پشت سر هم صدام میزنه اما صداش تو هیاهو صدای دانشجویانی که باهم حرف میزدن کم بود

_دیارا دیارا دیارا

سرمو برگردوندم و ...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط