چرا زودتر پیدایش نکردم

چرا زودتر پیدایش نکردم
پارت ۱۶
همه کار ها رو کردم
از ویو کوک
واقعا فک نمیکردم این حرف ها رو بزنه ولی حق داشت میدونم ناراحت شد ولی اینجاش سواله که ات اونجا چیکار میکرد شب شد
که رفت بیرون دیدم سون آمد بهش گفتم ات کجاست گفت سر کار گفت کجا کار میکنه با ترس گفت ب..ب.بار ( با ترس گفت )
تا گفت بار عصابم خراب شد داد زدم گفت کدوم بار گفت همون باری که آمدید
عصابم بدجور خراب شد خون جلو چشام رو‌گرفت
رفتم پارکینگ ماشین رو در آوردم که سون گفت آقا لطفا آقا حولش دادم رفتم سوار ماشین شدم ( بله کوک وحشی میشد😂)
رفتم بار
دیدم ریس داره به ات دست میزنه رفتم تا حد مرگ زدمش
ات هم گریه
از پشت بغلم کرد و گفت کوک بسه خواهش میکنم
ریس رو ول کرد پرتش کردم آون ور بعد دست ات رو گرفتم صفت بردمش پرتش کردم تو ماشین و ات گریه میکرد ....
شر ریس کم شد بخاطر یه دوست خوب 😂
دیدگاه ها (۲۱)

قبل که بنویسم میخوام بگم بخاطر اینکه کم کم مدارس شروع میشن م...

چند پارتی کوتاه

برای اولین بار خوشبخت شدم پارت ۱۰ از ویو ات رسیدیم به یه قبر...

چرا زودتر پیدایش نکردم پارت ۱۴گریه کردم که سون گفت دیشب حرفش...

رمان عشق چیز خوبیه پارت ۸ وسایل رو چیدم که زنگ خونه خورد رفت...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط