برای اولین بار خوشبخت شدم

برای اولین بار خوشبخت شدم
پارت ۱۰
از ویو ات
رسیدیم به یه قبرستون گفت پیاده شو
پیاده شدم گفتم میخوای منو بکشی
گفت چی آمد جلو گفت چرا باید زن و بچم رو بکشم بیا اونجا متوجه میشی
تا یه دوتا قبر بود گفت این قبر مادر و پدرته
منم تا گفت نشستم زمین دردول کردم همش گریه
تا ته گفت پوشو عشقم پوشو
بلند شدم ازش تشکر کردم بعد گفت بریم گفتم چشم
رفتیم تو ماشین گفت بریم یه چیزی بخوریم
گفت اره من گرسنمه
رفتیم رسیدیم به رستوران شیک پیداه شدیم سفارش دادیم خوردیم
که گفت فردا میرم سونوگرافی که ببینم بچه در اصل چیه
گفتم چشم با لبخند غمیگن
گفت چیزی میخوای چیزی شده
گفتم نه فقط فکر نمیکردم شما با من خوب باشید و بهم اهمیت بدید
گفت ببخشید میدونم خیلی عوضی بودم ببخشید
گفتم من باید از شما تشکر کنم
گفت نه من هر کاری بکنم وظیفمه بیا بریم خونه
گفتم چشم
گفت آنقدر نکو چشم چشم
گفتم ها باش
گفت آفرین کوچولوم با یه لبخند کیوت
منم بهش یه لبخند تقدیم کردم
رسیدیم خونه..........,
دیدگاه ها (۲۲)

چرا زودتر پیدایش نکردم پارت ۱۶ همه کار ها رو کردم از ویو کوک...

قبل که بنویسم میخوام بگم بخاطر اینکه کم کم مدارس شروع میشن م...

چرا زودتر پیدایش نکردم پارت ۱۴گریه کردم که سون گفت دیشب حرفش...

چرا زودتر پیدایش نکردم پارت ۱3رفت عقب گفت چشم بیبی گرل شب شد...

پارت چهلو پنجاونکیس اومد و رفتم سوار شدمسلام خوبیاونیکس:سلام...

پارت ۲۱ فیک دور اما آشنا

پارت شانزدهم رسیدیم اونیکس:ماری نمیخوای توضیح بدی؟چه توضیحی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط