کارشو پیدا نکردم
کارشو پیدا نکردم
Part 6
دروغ
ویو دریا
وقتی نشستم سر صندلیم زنگ خورد رفتم با دوستام پایین همه داداشام که یکی اومد از بچه های کلاسم اومد سمتم (اینه~)
~ سلام هرزه
+بهتره به خودت بگن
~هی دریا حواست هست داری چی میگی و اگرنه!
+و اگرنه چی
~به مدیر میگم
~چرا به برادرش نمیگی
~چ...چ...چی اقای معلم ببخشید
-ممنون داداش
+خوا
#خواهش میکنه
+عه سلام نامی
-سلام داداش
#سلام دریا
-داداش
#بله
-میشه یک چیزی بگم
#اره
-اینجا برام قلدری میکنن میشه مدرسمو عوض کنم
#چی؟
برات قلدری میکنن
کی هست
-کوک الان دیدش
#کوک کی بود؟
+کالیرا همکلاسی دریا
#همونه
-اره با دوست پسراش
#مگه دوست پسر داره
-اره اونه
#باشه من رفتم
-باشه برو لهشون کن یعنی نه
#نیاز نبود بگی اگه هم نمیگفتی من میکردم (رفت پیشش)
#سلام خانم کالیرا و الکس(الکس هم اینه`)
~اوه سلام اقای مدیر
`سلام اقای مدیر
#میتونیم با هم صحبت کنیم
~`البته
#شماها اخراجین
~براچی ما که کاری نکردیم
`راست میگه
~اگه مدیر بفهمه من بدبخت میشم حتی با الکس
پس گفتم
میشه تو ضیح بدین چرا
#یک داشتمن دوست پسر و دختر ممنوع
دوم قلدری کردن
و سوم اخراجین(اخرش با داد)
~`چشم
#همین الان بیاین دفترم با وسایلاتون سریع
`چشم
ویو کالیرا
وقتی مدیر گفت با الکس رفتیم وسایلامون رو برداشتیم و وارد دفتر شدیم همه اونجا بودن معلم ها و دریا بود روی صندلی بود وقتی من رو دید با الکس بلند شد و بیرون رفت و بهم نزدیک و شد و گفت
-کارت تلافی شد از اخر جواب همه ی کار هات به سر کشید
~از اعصبانیت قرمز شدم که دوباره گفت
-حرص نخور چون بخوری پوستت چروک میشه خداحافظ
Part 6
دروغ
ویو دریا
وقتی نشستم سر صندلیم زنگ خورد رفتم با دوستام پایین همه داداشام که یکی اومد از بچه های کلاسم اومد سمتم (اینه~)
~ سلام هرزه
+بهتره به خودت بگن
~هی دریا حواست هست داری چی میگی و اگرنه!
+و اگرنه چی
~به مدیر میگم
~چرا به برادرش نمیگی
~چ...چ...چی اقای معلم ببخشید
-ممنون داداش
+خوا
#خواهش میکنه
+عه سلام نامی
-سلام داداش
#سلام دریا
-داداش
#بله
-میشه یک چیزی بگم
#اره
-اینجا برام قلدری میکنن میشه مدرسمو عوض کنم
#چی؟
برات قلدری میکنن
کی هست
-کوک الان دیدش
#کوک کی بود؟
+کالیرا همکلاسی دریا
#همونه
-اره با دوست پسراش
#مگه دوست پسر داره
-اره اونه
#باشه من رفتم
-باشه برو لهشون کن یعنی نه
#نیاز نبود بگی اگه هم نمیگفتی من میکردم (رفت پیشش)
#سلام خانم کالیرا و الکس(الکس هم اینه`)
~اوه سلام اقای مدیر
`سلام اقای مدیر
#میتونیم با هم صحبت کنیم
~`البته
#شماها اخراجین
~براچی ما که کاری نکردیم
`راست میگه
~اگه مدیر بفهمه من بدبخت میشم حتی با الکس
پس گفتم
میشه تو ضیح بدین چرا
#یک داشتمن دوست پسر و دختر ممنوع
دوم قلدری کردن
و سوم اخراجین(اخرش با داد)
~`چشم
#همین الان بیاین دفترم با وسایلاتون سریع
`چشم
ویو کالیرا
وقتی مدیر گفت با الکس رفتیم وسایلامون رو برداشتیم و وارد دفتر شدیم همه اونجا بودن معلم ها و دریا بود روی صندلی بود وقتی من رو دید با الکس بلند شد و بیرون رفت و بهم نزدیک و شد و گفت
-کارت تلافی شد از اخر جواب همه ی کار هات به سر کشید
~از اعصبانیت قرمز شدم که دوباره گفت
-حرص نخور چون بخوری پوستت چروک میشه خداحافظ
- ۱۴۳
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط