{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش برای ساعتی

کاش برای ساعتی
خدا پدر تو می شد
به مسجد قدیمیِ محله میرفتم
وضو می گرفتم
و تو را در دعای دست
خواستگاری میکردم
نمازم که تمام میشد
چای روضه را تو می آوردی


#عاشقانه
دیدگاه ها (۴)

قدم زدن کنار ساحل را تجربه میکنممیگذارم ماسه هادر لای انگشتا...

اما بیایید یک چیزی در گوش‌تان بگویم:رفتن،نبودن،نباید زیاد طو...

زندگی رادر قماربا چشمانت باختم درهر ورقبا برد منتو دورتر می...

گنجه ی من ، بوی قرآن می دهدبوی قرآن و گلاب و آسمانبوی قرآنی ...

عاشقانه های شبنم

"صاحبدلی" روزی به "پسرش" گفت: برویم زیر "درخت صنوبری" بنشینی...

کیم یو جونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط