{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P⁸
ا/ت:صبح بخیر
همه به جز جونگکوک:صبح بخیر..
جونگکوک:صبح بخیر عزیزم
پ‌بزرگ:عزیزم؟(خنده)
ا/ت:فکر کنم جونگکوک خیلی دلش برام تنگ شده..
جونگکوک:اصلا چه جورم
ا/ت:*میدونم چی تو ذهنته عوضی..دماغتو خورد میکنم*
پ.ا/ت:دخترم به چی فکر میکنی؟
ا/ت:به اینکه اول چی بخورم..
جونگکوک:بیا اول اینو بخور(اروم)
ا/ت:چیزی گفتی؟
جونگکوک:نه..
ا/ت:باشه..
*بعد از صبحونه پاشدم رفتم لباس عوض کردم و رفتم بیرون،داشتم توی خیابون راه میرفتم و از هوای خنک و بادی که بهم میخورد لذت میبردم،باد موهام رو تکون میداد،همین طور که راه میرفتم ی ماشین جلوم وایساد،جونگکوک ازش پیاده شد*
ا/ت:منو تعقیب میکنی؟
جونگکوک:نه..خواستم حرف بزنیم..
ا/ت:من با تو حرفی ندارم..
جونگکوک:جوری رفتار میکنی انگار فقط من اون کار رو میخواستم..
ا/ت:(عصبی)
جونگکوک:سوار شو..
ا/ت:باشه(سوار میشه)
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۰)

بنظر اشنا نیســــــــــــــت؟؟؟؟؟😭😭

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁹جونگکوک:سوار شو.. ا/ت:با...

زیبایی آرمی😭💗

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁷*به اتاقم رفتم،هنوز قدیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط