{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت؟

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P⁹
جونگکوک:سوار شو..
ا/ت:باشه(سوار میشه)
*توی راه جونگکوک کلا حرفی نمیزنه،که ا/ت...*
ا/ت:هوفف...نمیخوای چیزی بگی؟
جونگکوک:نه..
ا/ت:چی؟
جونگکوک:کری؟گفتم نه..
ا/ت:پس برای چی من و داری میبری..
جونگکوک:میخوام پیشم باشی..
ا/ت:ماشین رو نگه دار..
جونگکوک:نچ..
ا/ت:گفتم ماشین رو نگه دار(جیغ)
جونگکوک:(ماشین رو نگه میداره،گلوی ا/ت رو میگیره)خفه شو هـ/ـزه کوچولو..
ا/ت:ولم کن..(سرفه)
جونگکوک:نمیخوام..دهنت رو ببند..(داد)
*جونگکوک ا/ت رو ول میکنه و میرن ی رستوران شیک*
گارسون:سلام آقای جئون..چی میل دارید؟
جونگکوک:دو تا استیک..ی شـ/ـراب..
گارسون:بله حتما..چیز دیگه ای میل ندارید؟
جونگکوک:(به ا/ت نگاه میکنه)
ا/ت:(سرش رو تکون میده)
جونگکوک:نه..ممنون..
*گارسون میره،جونگکوک و ا/ت تنها میشن،ا/ت کلا حرف نمیزنه*
جونگکوک:ترسو..
ا/ت:(سرش رو بالا میگیره)
جونگکوک:دلم برات تنگ شده بود..
ا/ت:اما من نه..
جونگکوک:مطمئنی؟
ا/ت:اره..
جونگکوک:امشب خیلی مراقب خودت باش..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

جونگکوک مظلوم 😭😂

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P¹⁰شب ساعت 8:30*کل خانواده...

بنظر اشنا نیســــــــــــــت؟؟؟؟؟😭😭

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون)P⁸ا/ت:صبح بخیرهمه به جز جون...

آتیشی که از بارون شروع شد part 47ویوی جونگکوکسوار ماشین شدیم...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 36ویوی ا. تجونگکوک ماشین رو با...

آتیشی که از بارون شروع شد part28ویوی ا. تماشین از شهر خارج ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط