{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیر سلطان جنگل میخواست ازدواج کنه همه حیوونا رو دعوت کرد.

شیر سلطان جنگل میخواست ازدواج کنه همه حیوونا رو دعوت کرد.
تو مراسم یه موش هم حضور داشت و هی از میون جمع فریاد میزد:
تبریک میگم داداش.
مبارکه داداش.
ایشاله خوشبخت بشی داداش.
یهو یه ببر عصبانی شد موشه رو گرفت و سرش داد زد:
تو یه موش فسقلی چطور به خودت اجازه میدی شیر رو داداش خودت خطاب کنی؟😡
موش گفت: عصبانی نشو داداش، آخه منم قبل از اینکه ازدواج کنم یه شیر بودم!!! 😂 😂 😜 😄 ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۳)

جلوگیری از پوکی استخوان با آلو خشک و بخارا :یکی دیگر از مزای...

#طراحی ناخن های دلبرانه با #لاک_صورتی #مد #ایده

داداش این عسلِ طبیعیه 😂

میگن خواب یه مرگ کوتاهه 💧 ولی چه فرق عجیبی است بین"مرگ"و"خوا...

My professor Part:40داشتم به زنگ زدن به اورژانس فکر میکردم ک...

عشق پر مشغله : پارت سی و سوم

اسم کتاب دقیقاً «Heartless» هست. بیا ببینیم چه بلایی سر کت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط