Part
Part 24
فیک کلید عشق 🗝️❤️
بادیگاردا سریع دنبالش رفتن
هممون منتظر بودیم ببینیم چی میشه
که بادیگاردا خبر دادن اون شخص گرفته شده
عکسشو برامون فرستادن ، حدسم درست بود ، اون سوآ بود
سوآ رو به جُرم تهدید و صدمه زدن به اعضا و من به ۳۹ سال حبس محکوم کردن
هممون نفس راحتی کشیدیم ، آرامش داشتیم بعد از مدت ها
الان دیگه کنسرت هم برگزار میشه،
فردا اعضا کنسرت دارن و کلی هم تمرین کردن
فردا :
ساعت ۷ شب بود اعضا داشتن آماده میشدن که برن کنسرت
من میخواستم اعضا رو سوپرایز کنم و بی خبر برم کنسرت
بلیط ردیف اول رو گرفتم
کنسرت شروع شد و اعضا یکی یکی اومدن
وسطای کنسرت شوگا متوجه ی من شد که به کنسرت اومدم
قیافش خیلی متعجب بود و به اعضا گفت ا/ت اومده کنسرت و منو بهشون نشون داد
همشون ذوق زده شده بودن
جیمین از بین کل جمعیت طرف من اومد
دستمو گرفت و روی صحنه برد
صدای هَمهَمه ی آرمی ها زیاد شده بود
جیمین توی میکروفونش گفت
جیمین : آرمی ، من عشقمو پیدا کردم
با گفتن این جمله ی جیمین کل سالن ساکت شد
جیمین : اون کسی نیست جز ا/ت
آرمی ها شروع کردم به دست زدن و جیغ زدن برای ما
راستش توقعش رو نداشتم
فکر میکردم آرمی ها عصبانی بشن
تهیونگ : درواقع ا/ت بود که بهمون پیشنهاد داد در ایران کنسرت بزاریم
(صدای شعار : کوماوا ا/ت به گوش میرسید)
بچه ها کوماوا به کره ای میشه ممنون
اعضا جمله ها و کلماتی که به فارسی بهشون یاد داده بودم و استفاده کردن
کنسرت تموم شد و من به همراه اعضا به خونه رفتم
همشون میگفتن که توقع نداشتن که منم برم و خیلی خوشحال شده بودن
فیک کلید عشق 🗝️❤️
بادیگاردا سریع دنبالش رفتن
هممون منتظر بودیم ببینیم چی میشه
که بادیگاردا خبر دادن اون شخص گرفته شده
عکسشو برامون فرستادن ، حدسم درست بود ، اون سوآ بود
سوآ رو به جُرم تهدید و صدمه زدن به اعضا و من به ۳۹ سال حبس محکوم کردن
هممون نفس راحتی کشیدیم ، آرامش داشتیم بعد از مدت ها
الان دیگه کنسرت هم برگزار میشه،
فردا اعضا کنسرت دارن و کلی هم تمرین کردن
فردا :
ساعت ۷ شب بود اعضا داشتن آماده میشدن که برن کنسرت
من میخواستم اعضا رو سوپرایز کنم و بی خبر برم کنسرت
بلیط ردیف اول رو گرفتم
کنسرت شروع شد و اعضا یکی یکی اومدن
وسطای کنسرت شوگا متوجه ی من شد که به کنسرت اومدم
قیافش خیلی متعجب بود و به اعضا گفت ا/ت اومده کنسرت و منو بهشون نشون داد
همشون ذوق زده شده بودن
جیمین از بین کل جمعیت طرف من اومد
دستمو گرفت و روی صحنه برد
صدای هَمهَمه ی آرمی ها زیاد شده بود
جیمین توی میکروفونش گفت
جیمین : آرمی ، من عشقمو پیدا کردم
با گفتن این جمله ی جیمین کل سالن ساکت شد
جیمین : اون کسی نیست جز ا/ت
آرمی ها شروع کردم به دست زدن و جیغ زدن برای ما
راستش توقعش رو نداشتم
فکر میکردم آرمی ها عصبانی بشن
تهیونگ : درواقع ا/ت بود که بهمون پیشنهاد داد در ایران کنسرت بزاریم
(صدای شعار : کوماوا ا/ت به گوش میرسید)
بچه ها کوماوا به کره ای میشه ممنون
اعضا جمله ها و کلماتی که به فارسی بهشون یاد داده بودم و استفاده کردن
کنسرت تموم شد و من به همراه اعضا به خونه رفتم
همشون میگفتن که توقع نداشتن که منم برم و خیلی خوشحال شده بودن
- ۲۸.۲k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط