{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسمنچیبیبی

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛
پارت⁴
(اسم‌دخترک‌و‌میزارم‌هه‌سو‌پسره‌عم‌ساشا)
دخترک‌ از خاب بیدار شد یکم روی تخت تکون خورد تا متوجه چند ساعت قبلش شد سوالاش مغزشو درگیر کرده بود
بلند‌ شد و با چیزی که دید محوش شد محوه صورت پسرک شد(علامت‌هه‌سو+)
+وقتی‌ بش نگا کردم محوش شدم خیلی جذاب بود اون موهاش که روی صورتش بودو کنار زدم دقیقا جذبش شدم ولی به خودم اومدمو زدم روی شونش تا بیدار شه بیدار شد
_حس کردم کسی داره بیدارم میکنه بیدار شدم با هه‌سو مواجه شدم واییی لباشو جذبش شدم ولی سعی کردم حواسمو پرت کنم
_بیدار شدی پس(از رو تخت بلند میشه)
+اهوم‌اینجاکجاست‌من‌مگه‌نباید مرده باشم؟
دیدگاه ها (۱۴)

پـس‌منـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت⁵-تو‌ اولین انسانی هستی که تونستی ...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت⁶-معلومه‌خیلی‌سوال‌داری‌ن؟+عا.اره...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت³(خوب‌اول‌بیام‌یه‌چیزی‌بگم‌ک‌این‌...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت²دخترک‌ توی هوا معلق بود تا اینکه...

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

با این عکس که کراش منه آشنا بشید بشدت عاشق این عکسم پس بزاری...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۹ بي اختیار باز مهربون شدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط