پارت ۸

پارت ۸

کوک ویو
آقای کیم هم همکار و دوست و هم پدر ا/ت بود که این برای من خوب بود
(در ادامه می فهمید)
ساعت ۸
رسیدم به محل قمار

پدر ا/ت : سلام پسرم پدرت کجاست

کوک: سلام عمو جان من بجای پدرم اومدم

پدر ا/ ت: خب سر چی

کوک: ۱گه شما بردید ۴۰۰ هزار وون (وون واحد پول کره هست )
و اگه من بردم ...

آنچه در پارت بعد می‌بینید


ب باشههه


ساعت ۱۰ میام
دیدگاه ها (۲)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Afterglow

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط