{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنم خسته ، دلم تشنه ، دگر ساقی نمیخواهم

تنم خسته ، دلم تشنه ، دگر ساقی نمیخواهم

ز پا افتاده ام اما ، دگر باقی نمیخواهم

زبان خشکیده در کامم ، تن رنجور آمالم

ازین دنیای وانفسا ، دگر حقی نمیخواهم

اگر سینه زند فریاد ، به عشقت میشود آرام

که من راز نهانم را ، زهر فرقی نمیخواهم

کنون بنگر نگار من ، که از چشمم تو میخوانی

به غیراز دیدن یارم ، دگر ذوقی نمیخواهم

وصال دیدنت جانا ، اگر جان در میان باشد

به شوق دیدن یارم ، دگر جانی نمیخواهم
دیدگاه ها (۲)

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

.تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر با...

تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما'دگر باق...

تنم خسته، دلم تشنه، دگرساقی نمیخواهمز پا افتاده ام اما،دگر ب...

،روایتِ دلی‌ست که عشق را در بودنِ یک نفر پیدا کرده؛ کسی که ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط