الآن تو مشیک بودم داشتم با یکی چت میکردم بابامم بقل دستیم
الآن تو مشیک بودم داشتم با یکی چت میکردم بابامم بقل دستیم بود، هی میخاس بپیچه'یواشکی یه نیگایی میکرد؛ منم حواسم نبود یه دفه دیدم:
بابام :O
(واقعیه لامصب)
بابام :O
(واقعیه لامصب)
- ۱.۸k
- ۰۳ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط