وقت رفتن بود

وقت رفتن بود
اون داشت میرفت
تا حالا هیچ وقت از رفتن کسی اینقد ناراحت نبودم! یعنی تا حالا کسی منو اینقدر درگیر خودش نکرده بود!
آخه اون کسی نبود ، اون من بود
خودِ خودِ من بود!!
انگار داشتن روحمو از جسمم جدا میکردن
اون رفت!
دل منم باهاش رفت
حالا دیگه هرجای دنیا که بره
دلِ منم همراشه!
تا یه روز که دوباره ببینمش و دلمو بهم برگردونه!!
دیدگاه ها (۱)

‌چه سِری است در عشق که درست در آن دم که بیش از همه به آن نیا...

اِتفاقی عاشقم شد ، ناگهانی دل برید...باد با خود می بَرد احسا...

این روزا بی حواس ترین زن دنیا منم که دز گذر از میان مردم شهر...

حس بچه سه ساله ای رو دارم که عروسکشو جلو چشاش ازش گرفتنُ داد...

کاش لراتون مهم بودم

کاش براتون مهم بودم

روانی منP49

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط