{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود،

من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود،
قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد،
کسی برای چشم هایم نمیرد،
و شعری در وصف پیچ و خم گیسوانم سروده نشود...
من آنقدر معمولی هستم که
هیچ کس با خندیدنم ته دلش ضعف نرود،
هیچ کس از نبودنم غصه اش نگیرد و
جای خالیم توی ذوق نزند...
من یک آدم معمولی هستم،
حتی از معمولی هم معمولی تر،
ولی من دوست داشتن را بلدم،
اینکه با تمام وجودم یک نفر را دوست داشته باشم بلدم،
اینکه برای بودنش و ماندنش از جان و دل مایه بگذارم هم بلدم...
من زیادی معمولی هستم،
ولی همینِ منِ معمولی میداند باید
پای خواسته اش بایستد...
برای پیچ و خمی موهای کسی که دلش را لرزانده شاعری کند
و دلش از خنده یک نفر ضعف برود...
همینِ منِ از معمولی معمولی تر
تمام قد پای دوست داشتن ماندن را ولی خوب بلد است...
دیدگاه ها (۳)

مجید و زهرا دیگه سفارش قبول نمیکنم دوستان

همه اسمند و تو جسمی...

رصا و‌فاطمه

سفارشی

در آخر،روزی زیرِ آوارِ دلتنگی،جان خواهم داد.نه از سرِ ضعف،از...

خون خالص(p49)

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p13جونگکوک کنار تخت زانو زد و نگاهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط