{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره تعریف می کرد: مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون, یه پسره

دختره تعریف می کرد: مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون, یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت: شلـه زرد☹ ☹




منم محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدام کرد: خانـــــــــــــوم؟

منم فک کردم می خواد چیزی بپرسه گفتم بله ؟ گفت: پشت کمرت با دارچین بنویس
"یاشوهر"😐 😐 😂 😂 😂 😂





‌
‌‌
‌
‌‌ .
دیدگاه ها (۲)

دوست دختر کوچولوی من

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.45(روایت از زبان ا.ت)چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط