پارتدو
#پارت_دو
+ وقتی رسیدیم ته سریع اومد سمت و بغلم کرد ... بعد از اینهمه مدت که باهام سرد بوده یکم تعجب کردم که بغلم کرده...
+تهیونگ
_جانم
+این مهمونی کیه؟
_خب شاید من
+چی...
دست منو گرفت و رفتیم سمت سالن که همه دورمون جمع شده بودن ... یهو تهیونگ زانو زد و یه جمعه مخملی قرمز از جیبش در اورد :
_ ا/ت، قشنگم .. میدونم که این همه مدت سرد بودم اما فقط بخاطر امروز بود منو ببخش...
+ا/ت اشک توی چشماش جمع شده بود
_ا/ت، زندگیم.. مایلی با مرد دیوونه ای مثل من ازدواج کنی؟ منو برای همیشه انتخاب میکنی؟
ا/ت اول فقط داشت اشک میریخت اما با فریاد بلند گفت:
+ بلههههههههه 🥹
تهیونگ انگشتر ا/ت رو دستش کرد و بلند شد ا/ت رو بغل کرد و دور خودش چرخوند...
_مرس ا/ت مرسی..تو منو خوشحال ترین مرد روی زمین کردی!
بعد از/ت رو گذاشت زمین و همونجا جلوی همه بوسیدش.. همه براشون دست زدن و تهیونگ ا/ت رو به روش براید استایل بلند کرد و برد سمت ماشین..و به خوبی خوشی زندگی کردن.... (چیه منتظر بودی بقیه اش رو هم بنویسم؟ نخیر من بچه پاکیم بقیه اش با ذهن کثیف خودتون😈)اهم...
پایان
لایک یادت نرههه 🎀♡
+ وقتی رسیدیم ته سریع اومد سمت و بغلم کرد ... بعد از اینهمه مدت که باهام سرد بوده یکم تعجب کردم که بغلم کرده...
+تهیونگ
_جانم
+این مهمونی کیه؟
_خب شاید من
+چی...
دست منو گرفت و رفتیم سمت سالن که همه دورمون جمع شده بودن ... یهو تهیونگ زانو زد و یه جمعه مخملی قرمز از جیبش در اورد :
_ ا/ت، قشنگم .. میدونم که این همه مدت سرد بودم اما فقط بخاطر امروز بود منو ببخش...
+ا/ت اشک توی چشماش جمع شده بود
_ا/ت، زندگیم.. مایلی با مرد دیوونه ای مثل من ازدواج کنی؟ منو برای همیشه انتخاب میکنی؟
ا/ت اول فقط داشت اشک میریخت اما با فریاد بلند گفت:
+ بلههههههههه 🥹
تهیونگ انگشتر ا/ت رو دستش کرد و بلند شد ا/ت رو بغل کرد و دور خودش چرخوند...
_مرس ا/ت مرسی..تو منو خوشحال ترین مرد روی زمین کردی!
بعد از/ت رو گذاشت زمین و همونجا جلوی همه بوسیدش.. همه براشون دست زدن و تهیونگ ا/ت رو به روش براید استایل بلند کرد و برد سمت ماشین..و به خوبی خوشی زندگی کردن.... (چیه منتظر بودی بقیه اش رو هم بنویسم؟ نخیر من بچه پاکیم بقیه اش با ذهن کثیف خودتون😈)اهم...
پایان
لایک یادت نرههه 🎀♡
- ۳۹۷
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط