{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 13
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تهیونگ: ولی من فراموشت نکرده بودم میخواستم بیام پیشت اومدم ولی خونتون اونجا نبود از اون خانمی که جای شما بود پرسیدم که خونتون مجاست ولی گفت نمیدونه

ات: داری دروغ میگی

تهیونگ: من تاحالا بهت دروغ گفتم

ات:............ من میخوام بخوابم من فراموشت کرده بودم دیگه نمیخوام وارد رابطه بشم ،،،،،، رفتم روی تخت رو دراز کشیدم ولی نمیتونستم بخوابم فکرش اجازه خواب بهم نمیداد

تهیونگ: ات ولی من ترو میخوام

ات: تهیونگ بسه

تهیونگ: تو بهم گفتی خیلی دوسم داری گفتی منتظرم میمونی

ات: الان دیگه خسته شدم....... هه بوی معروفیت بهت خورد مغرورشدی... منو یادت رفت .... ولی من کسی بودم که........ اومد جلو سفت بغلم کرد

تهیونگ: دلم برای بغل کردنات تنگ شده بود برای نفس هاب گرمت برای صدای دخترونت برای......

ات: منم دلم براش تنگ شده بود ولی نباید خودمو ببازم اون منو تنها گذاشت........ لب زدم و گفتم: کار بابات خوب پیش رفت «خنده عصبی» ٠


تهیونگ: ات من نمیخواستم بهت دروغ بگم فکر میکردم اگه بهت بگم ترکم میکنی و ازم ناامید میشی

ات: لاقل اگه میگفتی دیگه انقدر منتظرت نمیموندم و انقدرشبا از پشت تلفن برات گریه نمیکردم

تهیونگ: ببخشید
ات: ببخشید؟ باببخشید همه چی درست میشه؟

تهیونگ:...


ات: بگیر بخواب
دیدگاه ها (۰)

استایل ات برای پارت10صداش بذای پارت 10

part 14مسترکیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 12مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 11مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 7مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 8مسترکیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط