part
part 14
مسترکیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو صبح
ات: از خواب بلند شدم تهیونگ هنوز خواب بود خیلی جذاب پسری که همه بهش میگفتن زشت و بی ریخت «همه گ. وه خوردن» الان شده کراش عالمین...... بلند شدم و رفتم حموم و ی دوش گرفتم ولی تهیونگ هنوز خواب بود لباس هامو پوشیدم رفتم ی ارایش ملایم کردم و به موهام حالت دادم تهیونگ چرا بیدار نمیشه امروز مصاحبه داریم تصمیم گرفتم خودم بیدارش کنم رفتم بالاسرش بهش زدم: هی خرس گنده بلند شو دیرمون میشه هییییییییییییییییییی
تهیونگ: چرا دادمیزنی بیدارشدم خب.............. هی چقدر جذاب شدی
ات: خودم میدونم تو هم شبیه خرس شدی
تهیونگ: چه بد دهن
ات: باش
تهیونگ: الان میخوام لباس عوض کنم برو بیرون
ات: تو برو بیرون من راحتم
تهیونگ: من میخوام لباس عوض کنم
ات: خب عوض کن من که بالاتنت رو دیدم خودم لباست رو داروردم
تهیونگ: کی؟
ات: دوران دبیرستان که......
فلش بگ به زمان دبیرستان:
ات: تهیونگ سیسپک داری
تهیونگ: اره
ات: ببینم
تهیونگ: خیلی منح. رفی
ات: لباست رو درار ببینم «کیوت»
تهیونگ: عه ات زشته
ات: اصلا خودم در میارم....... رفتم جلو لباسش رو دادم بالا وایییییییییییییییییییییییی تهیونگ چه بدن س ک سی داریییییییییییییییی
تهیونگ: شبیه گوجه شده بودم....... ات خیلی
منحرفییییییییییییییییییییییی
پایان فلش بگ
ات: یادت اومد
تهیونگ: پایین تنمو که ندیدی «نیشخند»
ات: کنجکاو نیستم با کلی غر غر بلاخره رفتم بیرون که جونگکوک جلوم ظاهر شد
جونگکوک: سلام خوشگله
ات: سلام
جونگکوک: استرس داری.......
مسترکیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو صبح
ات: از خواب بلند شدم تهیونگ هنوز خواب بود خیلی جذاب پسری که همه بهش میگفتن زشت و بی ریخت «همه گ. وه خوردن» الان شده کراش عالمین...... بلند شدم و رفتم حموم و ی دوش گرفتم ولی تهیونگ هنوز خواب بود لباس هامو پوشیدم رفتم ی ارایش ملایم کردم و به موهام حالت دادم تهیونگ چرا بیدار نمیشه امروز مصاحبه داریم تصمیم گرفتم خودم بیدارش کنم رفتم بالاسرش بهش زدم: هی خرس گنده بلند شو دیرمون میشه هییییییییییییییییییی
تهیونگ: چرا دادمیزنی بیدارشدم خب.............. هی چقدر جذاب شدی
ات: خودم میدونم تو هم شبیه خرس شدی
تهیونگ: چه بد دهن
ات: باش
تهیونگ: الان میخوام لباس عوض کنم برو بیرون
ات: تو برو بیرون من راحتم
تهیونگ: من میخوام لباس عوض کنم
ات: خب عوض کن من که بالاتنت رو دیدم خودم لباست رو داروردم
تهیونگ: کی؟
ات: دوران دبیرستان که......
فلش بگ به زمان دبیرستان:
ات: تهیونگ سیسپک داری
تهیونگ: اره
ات: ببینم
تهیونگ: خیلی منح. رفی
ات: لباست رو درار ببینم «کیوت»
تهیونگ: عه ات زشته
ات: اصلا خودم در میارم....... رفتم جلو لباسش رو دادم بالا وایییییییییییییییییییییییی تهیونگ چه بدن س ک سی داریییییییییییییییی
تهیونگ: شبیه گوجه شده بودم....... ات خیلی
منحرفییییییییییییییییییییییی
پایان فلش بگ
ات: یادت اومد
تهیونگ: پایین تنمو که ندیدی «نیشخند»
ات: کنجکاو نیستم با کلی غر غر بلاخره رفتم بیرون که جونگکوک جلوم ظاهر شد
جونگکوک: سلام خوشگله
ات: سلام
جونگکوک: استرس داری.......
- ۱۸.۲k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط