{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم
بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم  رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو
آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم  بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم
دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم  در حضور آسمان و بستر رنگین کمان
حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم  هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو
باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم
دیدگاه ها (۲)

‎‌‌‌‌ احساس خوشی دارم،ابراز کنم؟یانه مجنونیِ این دل را ، آغا...

بازدیشب خواب دیدم که کنارت بودمخلوتی بودو منم محو جمالت بود...

چه دروغ بزرگیست!!!زمان همه چیز را حل میکند...زمــــانفقط موه...

لبخند تو در چشم من انگار شراب است..... این شاعر عاشق...به هم...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط