{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم را بعد تو ، با گریه هایم می سرایم

خودم را بعد تو ، با گریه هایم می سرایم
دلم را بعد از این با های هایم می سرایم

تو را ای عشق ! ای زیباترین مفهوم هستی
نه با واژه ،که با سلول هایم می سرایم

تو را ای صبح ! در عطر خیال با تو بودن
غروبان ، با نگاه پر صدایم می سرایم

عبور آخرت را با نگاهی سرد و بی تاب
میان متن دلتنگ هوایم می سرایم

تمام غربتم را ، با تمام حجم حسم
کنون ، با زخم های آشنایم می سرایم

شکستم در حصار دردخیز بی تو بودن
و من این درد را تا انتهایم می سرایم

تو را چون انعکاس نور ، در آبی دریا
پس از این در زلال اشک هایم می سرایم
دیدگاه ها (۳)

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر استتنگ بین ِ بازوان ِ تو ا...

عاشقی درد است و تحقیر است فکرش را نکندست و پا گیر است و زنجی...

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هماگرچه زهر می ریزیم تو...

منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارمبه شوق با تو بودن ها ت...

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

عشق، اولین قربانیِ سفره‌های خالی است. در دنیایی که همه چیز ر...

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که سال‌هاست تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط