{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


امشب غزل ساده ی من ناب ترین شد
مهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد

مهتاب همان شب که تو خواندی غزلم را
شرمنده شد از نور رخت آب ترین شد

جنگی شده برپا به میان غزل وعقل
بردی غزلم! جنگ تو احزاب ترین شد

آداب غزل چیست ندانستم از اول
حالا چه غزل ها که پرآداب ترین شد

مجنون که بُوَد! کیست زلیخا! نشناسند
دیگر مثل و قصه ی ما باب ترین شد

مردابم و نیلوفر من زینت من باش
نیلوفر من عشق تو مرداب ترین شد

گفتی که شنیدم غزلت را،خوشم آمد
ای وای دلم وای که بی تاب ترین شد

ای کاش نمیرم! نکند خواب وخیالی
افسوس که رویای تو نایاب ترین شد
دیدگاه ها (۳)

‌ دوست دارم کہ شبے باتو فرارے بشوممڹ سرمازده،از عشق بهارے بش...

من شدم دعوت به شیدایی؛ شماهم دعوتیمی روم سمت شکوفایی، شما هم...

سر پیری نکند عاشق لیلا بشوم!لب دریا بروم غرق به دریا ...

با خیالم در دل آیینه ها جا می شوی؟دلخوشم، هر چند کوچک، قسمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط