{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه میلیاردری بود که توی خونه اش تمساح نگه میداشت و اونارو

یه میلیاردری بود که توی خونه اش تمساح نگه میداشت و اونارو گذاشته بود توی استخر پشت خونه اش .... اون یه دختر خیلی زیبا هم داشت ....

یه روز یه مهمونی خیلی مجلل میگیره و خونه اش پر از آدم میشه ....

وسطای مجلس پسرای توی مهمونی رو جمع میکنه میگه میخوام یه مسابقه بزارم واستون ....


هر کدوم از شما بتونه این استخر پر از تمساح رو تا ته شنا کنه ، من یه میلیارد تومن بهش جایزه میدم ... یا اینکه دخترم رو به عقدش در میارم ...

هنوز جمله آخرش تموم نشده بود که یکی پرید توی آب و تمساحا همه رفتن طرفش ...

اینم با هر بدبختی بود فرار کرد و تا ته آب رو شنا کرد ... از اونور که اومد بیرون یه چند تا خراش کوچیک برداشته بود فقط .

میلیاردر که خیلی کف کرده بود گفت : آفرین خیلی خوشم اومد. حالا دخترم رو میخوای یا یک میلیارد تومن پول رو ؟؟؟

پسره گفت : هیچ کدوم ... اون نامردی که منو هل داد توی آب رومیخوام ...

;-)
دیدگاه ها (۲۴)

وقتی هنگام نوشتن نامه یا مطلبی حساس، کلمه یا جمله ای را اشت...

مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد،طوطی های متعددی را دید و...

حسن باران این است که زمینی است، ولی آسمانی شده است و به امدا...

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که...

Kims Mansion

ببنید کی ظهور کرده😂😂شکلات شیرین من سه پارتیویو جونکوک دم غرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط