𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟖
کارآموزه: فقط زیر آب همچین چیزی ممکنه؟!
همون لحظه زمزمه ها قطع شد و همه به اون دختره نگاه کردن
معلم اخم رضایتبخشی کرد:
ـ آره!
الان وقت یاد گرفتن شنا زیر اون آب کوفتی بود
ایییییییی..
معلم رفت توی استخر..
الان کاش میرفت زیر آب خفه میشد..
اخخخخ..
منم دلم خنک میشد
ولی حیف که کارش خودش شناس..
ـ خب بچه ها...خودتون که از عمق استخر خبر دارین ولی عمق این نسبتا کمه..
ببخشیددددد؟!
ـ عمق اقیانوس هایی که داخلش قراره با گرگینه ها بجنگین خیلییییی بیشتر از اینه..
ولی چون بعضی از سالا هنوز کامل بلد نیستن این استخر رو ترجیح دادم
خـــب...الان حرکاتی بهتون نشون میدم که همتون به ترتیب میاین و عین اون حرکات رو تکرار میکنین
چند تا حرکات عجیب غریب مثلا دوتا دستاشو روی سرش گذاشته و بدون استفاده از دستش توی آب شنا میکنه
اخههههه..
منی که شنا حالیم نیس چجوری قراره این حرکتو برم..
یا یه حرکت دیگه رفت که دستشو رو شکمش گذاشته و توی آب ۱۸۰ درجه پاهاشو باز میکنه
اینا دیگه به چه دردمون میخورن..
همشون خیلی عجیب غریبن
حالا تصور کن این حرکات رو با دامن زیر آب جلوی پسرا انجام بدی
وایییییییییییی..
خداااااااااااااااااااا..
همین عصابم رو خورد میکرد
در حدی کله بزرگ معلمو بگیرم بکنم تو آب تا به ساعت اونجوری که...
وای دلم چه خنک میشه
ولی...
حیف که نمیتونم
لعنت!
معلم همونطور داشت اون حرکات چرت پرت رو تکرار میکرد که یه مرد سیاه پوست که فکر کنم تا دیدمش با آقای کای توی حیاط حرف میزد اومد:
ـ اقای میلر مشکلی پیش اومده...لطفا به دفتر آقای کای تشریف ببرید
معلم از آب بیرون اومد
لباساش کلا خیس شده بود
آب از سر تا پایش میبارید رسماً
کفشاشو پوشید رفت..
و الان هممون داشتیم که در دیوار نگاه میکردیم
سالن شنا عجیب در سکوت رفته بود
جیک هیچ کس در نمیومد
وای مردم از این سکوت..
همون لحظه دوباره صدای یه هر*زه آشنا شنیدم:
ـ ددی (ددیحححح🗣️) بیا بریم تو آب
ادامه دارد...
بچه ها همین الان یه ایده به ذهنم رسید که..🛐🛐🛐
اقااااااااا این ایده خیلی خوبه...
با احتمال زیاد در پارت بعدی یا دو پارت بعدی ایدمو ببینید که چه شاهکاریه...
فقط قول بدید که همون لحظه ایست قلبی نکنین❗
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟖
کارآموزه: فقط زیر آب همچین چیزی ممکنه؟!
همون لحظه زمزمه ها قطع شد و همه به اون دختره نگاه کردن
معلم اخم رضایتبخشی کرد:
ـ آره!
الان وقت یاد گرفتن شنا زیر اون آب کوفتی بود
ایییییییی..
معلم رفت توی استخر..
الان کاش میرفت زیر آب خفه میشد..
اخخخخ..
منم دلم خنک میشد
ولی حیف که کارش خودش شناس..
ـ خب بچه ها...خودتون که از عمق استخر خبر دارین ولی عمق این نسبتا کمه..
ببخشیددددد؟!
ـ عمق اقیانوس هایی که داخلش قراره با گرگینه ها بجنگین خیلییییی بیشتر از اینه..
ولی چون بعضی از سالا هنوز کامل بلد نیستن این استخر رو ترجیح دادم
خـــب...الان حرکاتی بهتون نشون میدم که همتون به ترتیب میاین و عین اون حرکات رو تکرار میکنین
چند تا حرکات عجیب غریب مثلا دوتا دستاشو روی سرش گذاشته و بدون استفاده از دستش توی آب شنا میکنه
اخههههه..
منی که شنا حالیم نیس چجوری قراره این حرکتو برم..
یا یه حرکت دیگه رفت که دستشو رو شکمش گذاشته و توی آب ۱۸۰ درجه پاهاشو باز میکنه
اینا دیگه به چه دردمون میخورن..
همشون خیلی عجیب غریبن
حالا تصور کن این حرکات رو با دامن زیر آب جلوی پسرا انجام بدی
وایییییییییییی..
خداااااااااااااااااااا..
همین عصابم رو خورد میکرد
در حدی کله بزرگ معلمو بگیرم بکنم تو آب تا به ساعت اونجوری که...
وای دلم چه خنک میشه
ولی...
حیف که نمیتونم
لعنت!
معلم همونطور داشت اون حرکات چرت پرت رو تکرار میکرد که یه مرد سیاه پوست که فکر کنم تا دیدمش با آقای کای توی حیاط حرف میزد اومد:
ـ اقای میلر مشکلی پیش اومده...لطفا به دفتر آقای کای تشریف ببرید
معلم از آب بیرون اومد
لباساش کلا خیس شده بود
آب از سر تا پایش میبارید رسماً
کفشاشو پوشید رفت..
و الان هممون داشتیم که در دیوار نگاه میکردیم
سالن شنا عجیب در سکوت رفته بود
جیک هیچ کس در نمیومد
وای مردم از این سکوت..
همون لحظه دوباره صدای یه هر*زه آشنا شنیدم:
ـ ددی (ددیحححح🗣️) بیا بریم تو آب
ادامه دارد...
بچه ها همین الان یه ایده به ذهنم رسید که..🛐🛐🛐
اقااااااااا این ایده خیلی خوبه...
با احتمال زیاد در پارت بعدی یا دو پارت بعدی ایدمو ببینید که چه شاهکاریه...
فقط قول بدید که همون لحظه ایست قلبی نکنین❗
- ۱.۲k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط