#شعله_های_عشق

#شعله_های_عشق
#part_7
#ادامه‌پارت
بهم نگاه کرد گفت

+ چیه؟

- لباس ...

نزاشت ادامشو بگم پاشد رفت از تو کمدش یه هودی سیاه در آورد و داد بهم گفتم

- کجا بپوشم؟

+ چراقا خاموشه همینجا بپوش ، مگه همسرت نیستم؟ حتی اگه روشنم بود همینجا میپوشیدی لب زدم از ناچار

- باشه

بعد پشتمو کردم بهش و در آوردم الان فقط ست جدیده سوتین و لباس زیرم که سیاه بود تنم بود سریع هودی عه رو تنم کردم خیلی برام بزرگ بود! بعد برگشتم و منم نگاه کردو یه خنده شیشه پاک کنی و گفت

+ خیلی بامزه شدی!

دوباره خندید اخه چقدر یه آدم میتونه در عین حال آنقدر مودی و جذاب باشه؟ رفتم کنارش دراز کشیدم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۷

اجبار به بدبختی پارت ۱۶

چند پارتی

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

پیمان نقره ای

Part ²¹ ویو لیلی + واقعا لازمه ؟! _ بله لازمه قرار نیست ...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nineteen ویوی جونگ کوک :بعد از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط