{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود …

رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود …
قصابه گوشت هر کی آماده میشد اینجوری صداش میزد: گوساله کی بود ؟ گوسفند بیا اینجا
به من گفت: تو گوسفندی ؟
مونده بودم چی بگم با لکنت گفتم : نَــ....نَــــ...نَــه مــــن گاووووم !
گفت : اینجا ما گاو نداریم همه یا گوسفندن یا گوساله!
دیدگاه ها (۱۲)

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺣﺲ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﺤﺒﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺑﺘﺎﺩﯾﻦ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﯾﺨ...

پوی منبا خون دل بزرگش کردم زیاد لایک کنید

از همتون ممنونم که کمک کردین آزاد شمجبران میکنم

از هر دری سخنی - زندگی، میدان ادامه ی راه اشتباه نیست؛ هر گا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒆𝒓𝟐𝟕ته:کوک بیا بشین میخوام یه چیزی بگم کوک:...

ترکم نکن

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط