دلم یڪ دنیا گرفته
دلم یڪ دنیا گرفته
از ڪسی ڪه بود و نیست
از ڪسی ڪه هست و ارام نمیگیرم
چقدر هوای هوایت را دارم
به رخ ڪشیدن مردانگیت.فشردن دستانم با همه نفس
حالا...یڪ من اینجا.یڪ تو آنجا.یڪ او در آینده ما...و مرزی از پشیمانی بین من و تو
حاصل این مرز...افسردگی من و شاید ڪمی ناراحتی و ادامه حیات تو
تمام زندگی من... رفتنت تمامم را به تمام زندگی ام سپرد
باقی مانده از من فسیلی از خاطرات تو و جسمی از لمس های تو
باشی نباشی...بودی نبودی
...در همه حال مبحوس دلمی...
●------●-------●-------●----
از ڪسی ڪه بود و نیست
از ڪسی ڪه هست و ارام نمیگیرم
چقدر هوای هوایت را دارم
به رخ ڪشیدن مردانگیت.فشردن دستانم با همه نفس
حالا...یڪ من اینجا.یڪ تو آنجا.یڪ او در آینده ما...و مرزی از پشیمانی بین من و تو
حاصل این مرز...افسردگی من و شاید ڪمی ناراحتی و ادامه حیات تو
تمام زندگی من... رفتنت تمامم را به تمام زندگی ام سپرد
باقی مانده از من فسیلی از خاطرات تو و جسمی از لمس های تو
باشی نباشی...بودی نبودی
...در همه حال مبحوس دلمی...
●------●-------●-------●----
- ۳۵۵
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط