{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست
درهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست


آنقدرغریبی که دراین شهر درندشت
دنیای تو اندازه ی کنج قفسی نیست


باید که هوایی به سرت داشته باشی
درقلب زمستانی ات امّا هوسی نیست


تلخ است که راضی شده باشی به دغل ها
شیرین شده باشی و ببینی مگسی
نیست...


تنهاییت آنقدر بزرگ است که پیشش
خوشبختیت اندازه ی حجمِ عدسی نیست


کبریت بکش روی خودت شاعر بدبخت!
فریاد بزن! داد بزن! دادرسی نیست


لعنت به توکه هرنفست مژده ی درد است
گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست...
دیدگاه ها (۱)

چشم ناز چون غزالت برق مهتاب شب است نابسامانم ، تو هستی علت س...

خواهرِ شیرین‌ام!آنکه تو را دوست دارد، عطشی برای لمسِ تنت ندا...

اینم پست اخر مواظب مهربونیاتون باشیددوستتون دارم دنیا

شعر و شاعر:ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط