{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلاااام و درود بر مردمان شریف حاضر در ویسگون

سلاااام و درود بر مردمان شریف حاضر در ویسگون
ما یه رفیقی در این ویسگون داریم به نام آقا سعید ، دیر به دیر میبینیمش مرد خاطره دوستی هست و نوستالژی باز
ما رو ترغیب می کنه به خاطره نوشتن...
دستور داد، مام یه چیزایی براش و براتون نوشتیم...
فعلا قسمت اولش و داشته باشیم تا برگردم...👇
آدینه شد و باز هم خاطرات
چند روز پیش رفته بودم محله قدیممون برای مادرم از اون نونای بربری خوش عطر و طعم تنوری بخرم البته در شهر ما اون زمان به این نونا نون « فری» می گفتن خدائیشم درست بود چون شاطر نونوا خمیر رو شکل میداد و بعد بوسیله چوب بلندی که شبیه پاروی برف روبی بود البته نه به اون پهنا ، خمیر رو می برد داخل محفظه بزرگی که شبیه به یه فِر بزرگ بود و نون قشنگ اونجا دو آتیشه میشد ...
بگذریم ...
اینا رو گفتم که یه دفه و ناگهانی وارد فضای ۵۳ یا ۵۴ سال پیش نشیم که با تداعی خاطرات تکرار نشدنی خدای ناکرده خودمو شماها رو به سکته بِدَم
وجدانا مقایسه نون دو آتیشه اون زمان که شاطر نونوای اون زمان پخت می کرد با نونی که امروز دستمون میدن خیلی فرق می کنه به نظر من آقای حداد عادل و رفیقاش در فرهنگستان فارسی باید تجدید نظر کنن و به جای پیتزا به نونایی که امروزه نونواهای ما پخت می کنن بگن « کش لقمه».. .!!!
خاطرم هست در همون شیش سالگی رفتم برای مادرم نون بخرم مادر چون از همون زمان قند بالایی داره سفارش کرد حتما نون قندی بگیرم ... می دونید که نون قندی به چی میگن ؟
شاطر نون رو خوب برشته و خشک می کنه
اون زمان اگه به شاطر می گفتی نون قندی می خوام حتی اگه لطفا هم نمی گفتی دیگه جزء مرام نونواها بود و یَک نون مشتی بدون گرفتن وجه اضافی برات از تنور بیرون میاوردن
ولی امروزه اگه به نونوا بگی نون قندی می خوام یا اگه بسیار محترمانه هم ازش خواهش کنی، اول که یه نگاه عاقل اندر سفیهی بهت می کنه و بعدشم خیلی خوش شانس باشی از مغازه بیرونت نکنه...!!
بعضی نونوایی ها هم که دیگه خودشونو راحت کردن و یه کاغذ نوشتن و اونجا چسبوندن که با خط بزرگ نوشته : بهیچ عنوان هیچ مدل نون قندی یا برشته یا خشک نداریم...!!!
ولی همون نونوا کافیه بگی نون کنجدی می خوام ، سریع خارج از نوبت برات کنجدی رو میزنه با دو یا سه برابر قیمت ....
هر چند که اخیرا نونوائیای سنگکی دیگه خودشونو راحت کردن و کلا کنجدی میزنن اونم در حدی که فقط بتونی کنجداشو بشمری شاید در حد ده دونه ....!!!
نظارت اتحادیه و نهادهای مربوطه هم که دیگه قربونش برم تعطیل....
داشتم می گفتم ...
اون روز در حدود ۵۵ سال پیش با دوچرخه کوچیکم رفتم به نونوایی میرزا یحیی چند تا خیابون اونورتر
دوچرخه رو گذاشتم کنار و رفتم داخل صف ، اون زمان صف زن و مرد جدا بود و خیلی وقتا بین آقایون و خانوما جر و بحث پیش میومد...
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۵)

دیروز تو خیابون چشمم به چند تا درخت توت خورد و خیلی هوس کردم...

✅✅✅♦️که همیشهدر اوجِ غم یک پنجره باز استپنجره‌ای روشنو همیشه...

آب حوض خیلی زلال و تمیز بود صورتم و شکم و پاهام داخل آب بود ...

سناریو از توکیو ریونجرز موضوع : اگه عاشقت باشن و بهت اعتراف ...

ازدواج قرار دادی ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط