ات : رفتم پیش اعضا ولی ی درد توی پام احساس کردم و یکی هم

ات : رفتم پیش اعضا ولی ی درد توی پام احساس کردم و یکی هم توی بازوم و که دیگه هیچ چیز نفهمیدم

جونگ کوک : بریم ( عربده )

ویو لی جونگ سوک : فرار کردن اه درسته خواهم بود ولی اگه گروگان میزاشتم بمونه خوب پولی میکشیدم بالا آیش (چینجا) معنی: واقعا که


جونگ کوک : کمک کمککککک ( داد)

پرستار: عاقا اینجا بیمارستانه چه خبرتونه؟

جونگ کوک : ترو خدا کمک کن دوست دخترم
پرستار : باشه بزاریدش روی تخت

شوگا : واو بزرگ ترین مافیا جهان که تاحالا گریه اش رو ندیده بودم

تهیونگ حرف شوگا رو کامل کرد و گفت : اون بی احساس و سرد داره برای ی دختر گریه میکنه!!

جیهوپ : واقعا دلش لرزیده واووو

چند ساعت بعد

جونگ کوک : حال عروسکم چطورههه؟

دکتر : ایشون به هوش اومدن ولی.....

جونگ کوک : ولی چی ؟


دکتر : بخاطر ضربه ها و تیر هایی که خورده بودن خب خب

جونگ کوک : خب بگو ( داد )

شوگا : آروم باش کوک

دکتر : شما شوهرش هستین؟

جونگ کوک : بله

دکتر : متاسفم ولی ایشون نمیتونن بچه دار بشن و خیلی خطر ناکه

جونگ کوک : اشکال نداره میتونم ببینمش؟

دکتر : بله فقط خیلی کم


ات ویو
با درد......خماری😂💔

هعی دیدید ادمینتون چقد خوب شده هنوز شرط ها نرسیده براتون پارت بعد رو گذاشت ^^
دیدگاه ها (۴۴)

پارت ۴۱

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

عشق پنهانpatrt63

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

چند پارتی درخواستی

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

چندپارتی جونگ کوک

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸ویو: اتهنری هنوز داشت آماده می‌ش...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط